:: همت … ::
شنبه ۱۳۹۰/۰۹/۲۶

پیش تر ها که تازه عاشق شده بودم ، در اولین ورودم به شهر اصفهان در هنگام عبور از بزرگراه صفه بیلبردی توجهم را جلب کرد . عکس یک شاخه گل نرگس بود که روی آن نوشته شده بود ” هر مرادی را با همت می توان تسخیر کرد ” … . در آن حال و هوا آن شعر به دلم نشست .

نزدیک به یک سال از آن روز می گذرد . روزهای سخت و آسان زیادی از اون روز سپری شده است .

امروز بعد از نزدیک به یک سال هر وقت از آن جا رد می شوم هنوز دنبال آن تابلو می گردم … اما دیگر نیست .

و خداوند چقدر زیبا هر چیزی را آنجا که باید باشد قرار می دهد … .



:: نظرات شما ::


دیدگاه ها (۵)


دس دس :دی

[پاسخ]


ای بسوزه پدر عاشقی!!

[پاسخ]


نچ نچ نچ…یعنی الان یکساااله خبری از شیرینی نیست!
و خداوند چقدر زیبا هر چیزی را آنجا که باید باشد قرار می دهد …!!!!
خسیس ها

[پاسخ]


چقدر اینجا قشنگ شده مبارکه
ممنون
دوست دارم :)
ارادت

[پاسخ]

آقای میم پاسخ در تاريخ بهمن ۲۰م, ۱۳۹۰:

چاکریم آسد سعید !
ما بیشتر

[پاسخ]