:: سفر ::
شنبه ۱۳۹۰/۱۰/۱۰

این روز ها من و آقای میم سرمان خیلی خیلی خیلی شلوغ است . این روز ها که می گویم تقریبا یک ماهی می شود . توی این یک ماه خیلی کارها بود که انجام داده ایم و خیلی کارها هم بود که نرسیدیم انجام بدهیم و خیلی کارها هم هست که باید انجام بدهیم !  جالب ترین قسمتش این است که همینطور هم اسباب سفر برایمان جور می شود :| دو بار به فاصله ی یک هفته مشهد بودیم و نمی دانم این که توی این همه کاری که سرمان ریخته اواسط هفته باید برویم شمال خوب است یا نه ! یعنی از یک طرف خوشحالم که بعد از مدت ها راهی وطن (!) می شوم و از طرفی ناراحتم که با این همه مشغله آن طور که باید نمی شود از سفر لذت برد .

حالا هم از بسیاریِ کارهایی که هوار شده سرم نشسته ام به وبلاگ نویسی ! و عجیب هم دلم میخواهد گودر بخوانم و عجیب تر دلم میخواهد فیلم ببینم و بدجوری هم دلم هوای کتاب خواندن کرده :|

خدایم به خیر کناد :دی



:: نظرات شما ::


دیدگاه ها (۱۰)


سلام
هرجا هستین درکنار همسرتون بسلامتی باشین
ولی عجب سنگی بوده ها

[پاسخ]

خانم میم پاسخ در تاريخ دی ۱۱م, ۱۳۹۰:

سلام علیکم
ممنون :)

[پاسخ]


دقیقا منم این مشکل رو دارم که تا کاری رو می خواهم شروع کنم هزارتا کاره رنگا وا رنگ میریزه سرم!

[پاسخ]

خانم میم پاسخ در تاريخ دی ۱۱م, ۱۳۹۰:

البته مشکل ، عدم برنامه ریزی می باشد
نخطه :)

[پاسخ]


خیری در این خیلی خیلی خیلی شلوغی بوده لابد… که حداقل هوس چند خط وبلاگ نویسی به سرت بزند و فیضی هم رسد مر دوستان خواننده را

[پاسخ]

خانم میم پاسخ در تاريخ دی ۱۱م, ۱۳۹۰:

بح بح
سلام علیکم
خیلی خیلی خیری بوده در این شلوغی ها ;)
خوشحال نمودید ما را

[پاسخ]


ا و ل ا خ ! حیوان نجیبیست!
:D

خوش بگذره حتا .

[پاسخ]


هنو در حال گردش به دور دنیایید؟

[پاسخ]


خوشگله ه ه ه ه هه مبارکه

[پاسخ]


سلام
قشنگ شده :)
خدا قوت
ارادت

[پاسخ]