این روز ها من و آقای میم سرمان خیلی خیلی خیلی شلوغ است . این روز ها که می گویم تقریبا یک ماهی می شود . توی این یک ماه خیلی کارها بود که انجام داده ایم و خیلی کارها هم بود که نرسیدیم انجام بدهیم و خیلی کارها هم هست که باید انجام بدهیم ! جالب ترین قسمتش این است که همینطور هم اسباب سفر برایمان جور می شود
دو بار به فاصله ی یک هفته مشهد بودیم و نمی دانم این که توی این همه کاری که سرمان ریخته اواسط هفته باید برویم شمال خوب است یا نه ! یعنی از یک طرف خوشحالم که بعد از مدت ها راهی وطن (!) می شوم و از طرفی ناراحتم که با این همه مشغله آن طور که باید نمی شود از سفر لذت برد .
حالا هم از بسیاریِ کارهایی که هوار شده سرم نشسته ام به وبلاگ نویسی ! و عجیب هم دلم میخواهد گودر بخوانم و عجیب تر دلم میخواهد فیلم ببینم و بدجوری هم دلم هوای کتاب خواندن کرده
خدایم به خیر کناد :دی
سلام
هرجا هستین درکنار همسرتون بسلامتی باشین
ولی عجب سنگی بوده ها
[پاسخ]
خانم میم پاسخ در تاريخ دی ۱۱م, ۱۳۹۰:
سلام علیکم
ممنون
[پاسخ]
دقیقا منم این مشکل رو دارم که تا کاری رو می خواهم شروع کنم هزارتا کاره رنگا وا رنگ میریزه سرم!
[پاسخ]
خانم میم پاسخ در تاريخ دی ۱۱م, ۱۳۹۰:
البته مشکل ، عدم برنامه ریزی می باشد
نخطه
[پاسخ]
خیری در این خیلی خیلی خیلی شلوغی بوده لابد… که حداقل هوس چند خط وبلاگ نویسی به سرت بزند و فیضی هم رسد مر دوستان خواننده را
[پاسخ]
خانم میم پاسخ در تاريخ دی ۱۱م, ۱۳۹۰:
بح بح
سلام علیکم
خیلی خیلی خیری بوده در این شلوغی ها
خوشحال نمودید ما را
[پاسخ]
ا و ل ا خ ! حیوان نجیبیست!
خوش بگذره حتا .
[پاسخ]
هنو در حال گردش به دور دنیایید؟
[پاسخ]
خوشگله ه ه ه ه هه مبارکه
[پاسخ]
سلام
قشنگ شده
خدا قوت
ارادت
[پاسخ]